تبليغاتX
فقط به خاطر مهرناز

زیر شمشیر غمت رقص کنان خواهم مرد

دیگه همه چیز به انتها رسید

دیگه امید هم به انتها رسید

دیگه من هم به انتها رسیدم

مگه قراره تا کی ادامه بدم

دیگه حرفهام هم به انتها رسید

دیگه فکر کنم انتها هم به انتها رسید

دیگه نداشتن و رویا داشتن هم به انتها رسید

باور کن .....  باور کن ....  به انتها رسید

تمام شد ... هر انچه  که هست تمام شد

فکر نکن دیگه دوست ندارم نه...... من می خوام با این عشق به انتها برسم

من می خواهم با این فکر به انتها برسم

یعنی باید تمام کرد باید رخت بر بست باید تمام کرد

دوستت دارم حتی بعد از انتها

 

داشتم آخر راه را ميديدم،کم کم،آخر جاده واضح شده بود

همه جا را مه گرفته بود

درخت ها از سر پا ايستادن خسته شده بودند ،ميخواستند به هم تکيه بدهند اما تکيه گاهی

پيدا نميکردند ،پس هر کدام به سمتی سر خم کردند ،يکی به راست،يکی به چپ....

زمين را مينگريستم،جان زمين درد ميکرد ،از بس که لگد خور شده بود

سنگ ريزه ها هر کدام ناله اي از سر درد ميکردند

کوه اما همچنان پا بر جا و استوار بود،فقط هر چند هزار سالی يک بار، دردش را با آتشی داغ و سوزنده

بيرون ميريخت

آسمان صبور بود ،گاه اشک ميريخت،گاه غرش ميکرد،گاه رنگين وگاه گرفته بود....

احساس کردم،به آخر نزديکم ،بوی خداحافظی ميآمد

کلاغ ها آهنگ وداع سر دادند

قدمهايم سست شد،سست و سست تر

آری،من هميشه به انتهای راه ميانديشيدم و از زيبايی راه بی نصیب بودم

همه چيز به انتها ميرسد،تمام شمع ها خاموش ميشوند و آخرين لحظه جدال نور شمع با ظلمت و

تاريکی دردناک است

تمام جاده های بی انتها به انتها میرسند

هر چند پر پیچ و خم بودند

هر چند سر بالا وپایین بودند

هر چند فقط یک جاده

 

نوشته شده توسط طاهر حسینی در ساعت | لینک ثابت |

 

یک سال گذشت  و دوباره بهاری دیگر می آید و من هنوز همانم که بودم وقتی به گذشته بر می گردم و گذشته را مرور میکنم و به گذشت لحظاتم سرکی میکشم شاید زیباترین لحظاتم همان لحظاتی بود که در کنار عشقم بودم حال گر چه این  عشق شاید حضور فیزیکی اون را هیچوقت حس نکردم ولی عشق مقوله ای متا فیزیکی هست و من عشقی که در خود دارم و حسی را که نسبت به تو دارم را هیچ ساعتی   و هیچ ماهی و هیچ گذشت بهاری کمرنگ نخواهد کرد مگر اب بر سنگ اثر دارد ؟
نه مهرنازم عشق تو با تمام خوبیش وبدیش در تمام وجود من نشسته و ماندگار خواهد بود و ثابت شد که این عشق فراموش نشدنی خواهد بودو ماندنی

نمی دانم بعد از مرگ چه اتفاقی خواهد افتاد ولی انچه که می د انم با مرگ انسان هم عشق می ماند و ابدیست و مهرنازم با تمام وجودم می گویم که  عشق یگانه من  هستی و خواهی بود نمی دانم اینجا سر می زنی یا نه ولی اگز گذرت به کلبه  ما افتاد بدان که این حرف دل من  بوده و هست و خواهد بود

مهرنازم  عشق بی همتای من دوستت  دارم با تمام وجود

سال نو را به تو  عشق عزیزم تبریک عرض می کنم امیدوارم سال خوبی باشد و بهترین ارزوها را برایت دارو  و امیدوارم در  همه مراحل زندگی شاد و سر افراز باشی و در سال جدید هر غروب خورشیدی دیدی  بدان که یکی به یادت هست و اگر دیدی روزی شب  می شود و شبی صبح بدان که عشق تو در وجودم ماندگار است و ابدیت دارد مهرنازم دوست دارم به اندازه هر انچه که نتوان حساب کرد و نتوان سنجید

 

نوشته شده توسط طاهر حسینی در ساعت | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
فهرست اصلی
پیوندها
امکانات

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط طاهر حسینی محفوظ است.طراحی شده توسط Masoud Binaei.